تبلیغات
«پورتال تفریحی ته دیگ»

ادامه مطلب
ساعت ارسال ساعت 15 و 52 دقیقه و 49 ثانیه نویسنده: خشایار خادمی نظر: ()
پنجشنبه 28 مهر 1390
دسته بندی : اطلاعات عمومی , طنز ,

بحر طویل نوعی شعر یا نثر موزون در ادبیات فارسی است که با ریتم خاصی خوانده میشود. قالب بحر طویل بیشتر برای بیان سخنان طنز یا هزل کاربرد دارد. اما برخی شعرهای جدی تر مانند مرثیه ها و مُناظره‌ها نیز با قالب بحرطویل نوشته شده اند


سلام و چاق سلامتی :

سلام و ادب و پرسش احوال ، فراوان ، نه دو مثقال ، به هر آدم با حال ،ز هر جنس و به هر نوع و زبان و وطن و کشور و دین و سخن و گونه و اعمال ، چه شیخی چه موزیکال ! ،چه با خال و چه بی خال ، بگویم من از این جای ، از این جای ، از این جای .

سلامی وَ علیکم ، وَ ماچی ز لَبَیکم ، و َ قلبی بلدیکم ، و روحی بفدیکم ، که همین لحظه برایت بنویسم ز چه روطنزک بالا شده مخلوط به لاتین ، ز بالا و ز پایین ، به همین جای،همین جای ، همین جای .

از انجا که خودم مدت بسیار شده درس زبان رفته ز یادم ، شده بازار کسادم ، به خودم گفتم اگر من بتوانم بنویسم به یکی طنز ، بسی قافیه از واژه ی لاتین ، بشود موجب هندل زدن ذهنم و آنگاه قلم دست گرفتم وَ نوشتم وَنوشتم ...که یهو حس بنمودم شده روشن دل ماشین و چه پر گاز رود قافیه در شعر بدین جای ،بدین جای ،بدین جای!!

-----------------------------------------------------------------------

تفرقه بنداز و حکومت کن :

باغبانی که به تدبیر و عمل ، بین همه اهل محل ، بود مثل ، رفت به بوستان خود و وارد آن باغ شد و دید که یک سید و یک صوفی و یک عامی از آن باغ بسی میوه فرو چیدند و گرمند به خوردن.شد از این مفت خوری سخت غضبناک و بسی چابک و چالاک ، کمر بست کز آن باغ دفاعی بکند ، جنگ و نزاعی بکند . لیک در اندیشه فر رفت و به خود گفت:«بخواهم من اگر یک نفری با سه نفر جنگ کنم ، هیچ توانایی این کار ندارم ، چه کنم ؟ » عاقبت الامر به یاد روش "تفرقه انداز و حکومت کن" افتاد و دلش گشت بسی شاد ، کزین راه تواند به مجازات رساند سه نفر مفتخور و مفت بر و دفع کند رنج و ضرر را.

رفت اول به بر عامی و گفت:«این دو نفر گر که از این باغ دوتا میوه بچینند ، بزرگند و سترگند ، یکی سید والاست ، یکی صوفی داناست . غرض ، هر دو شریفند و متین ، هر دو عزیزند و امین ، اهل دل و اهل یقین ، هر دو چنانند و چنین ، لیک تو آخر به چه حق داخل این باغ شدی؟ » سید و صوفی چو شنیدند از او این سخنان ، هر دو هواداری از او کرده و گفتند : «صحیح است و درست است.»

سه تایی بدویدند به عامی بپریدند و به ضرب لگد و سیلی و اردنگ از او پوست بکندند و از آن باغ برونش بفکندند.چو او رفت برون ، صاحب باغ آمد و رو کرد بدان صوفی و باخشم و غضب گفت که :«ای صوفی ناصاف ، که دور است سرشت تو از انصاف و قرین است به اجحاف ، رفیق تو که یک سید ذوالقدر و جلیل است ، از این باغ اگر میوه خورد ، در عوض خمس خورد ، حق خود اوست ، تو دیگر به چه حق دست زدی میوه ی باغ من محنت زده ی خون به جگر را؟»

سید این حرف چو بشنید ، بخندید و بتوپید بدان صوفی و گفتا که : «صحیح است و درست است :خود این حرف حسابی است .» پس از گفتن این حرف فتادند دوتایی به سر صوفی بد بخت و زدندش کتکی سخت و فکندندش از آن باغ برون . صوفی افسرده و پژمرده ، کتک خورده ، برون رفت و فقط سید بیچاره به جا ماند که آمد به برش صاحب آن باغ و بگفتا که :«کنون نوبت تنبیه تو گشته است . تو ای مرد حسابی ، به چه جرات قدم اندر توی این باغ نهادی؟ مگر این باغ از آن پدرت بود ؟ تو آخر به چه حق میخوری از میوه ی باغی که بود حاصل خون جگر من ؟ تو که باید به همه ، درس درستی و امانت بدهی ، خود ز برای چه نهی در ره اجحاف و ستم پای ؟ » پس از این سخنان جست و بچسبید گریبانش و او را هم از آن باغ برون کرد .غرض ، عاقبت الامر ، بدین دوز و کلک ، یک نفری راند ز باغ آن سه نفر را.

-----------------------------------------------------------------------


یک بحر طویل زیبا

مژده ای فرقۀ عشاق که هنگام وصال است ، نه ایام ملال است ؛ ز اندوه برآیید ، طرف عیش گرایید که آن دلبر دلجوی دلارا که نهان بود ز انظار و خفی بود ز افکار و بسی در طلبش جامه دریدند و سحر آه کشیدند و از او نام و نشان هیچ ندیدند و به صد مهر و وفا از کرم و لطف و صفا پرده برانداخته از عارض و در دایرۀ جمع شده شمع و به صد جلوه عیان است و به عاشق نگران است و هزاران ز محبان وفادار طرفش رخت کشیدند و دل از خویش بریدند و به مقصود رسیدند و کنون مرحلۀ ماست که از جان بشتابیم و رهِ دوست بیابیم و گل وصل بچینیم و رخ یار ببینیم و در آن بزم نشینیم و به میخانۀ وحدت ز کفش جام بنوشیم و در آن روضۀ وصل ابدی راه بپوییم و به هم راز بگوییم و از آن نغمۀ جانبخش و ز الحان روانبخش دلی تازه نماییم و ز دل زنگ دوئیّت بزداییم و دَرِ صلح و محبت بگشاییم که خود داده صلا شاه و گدا را

-----------------------------------------------------------------------

اتاق جادو

آن شنیدم كه یكی مرد دهاتی هوس دیدن تهران سرش بود و پس از مدت بسیار مدیدی و تقلای شدیدی به كف آورد زر و سیمی و رو كرد به تهران، خوش و خندان و غزلخوان ز سر شوق و شعف گرم تماشای عمارات شد و كرد به هر كوی گذرها و به هر سوی نظرها و به تحسین و تعجب نگران گشت به هر كوچه بازار و خیابان و دكانی.

در خیابان به بنائی كه بسی مرتفع و عالی و زیبا ونكو بود و مجلل، نظر افكند و شد از دیدن آن خرم و خرسند بزد یك دو سه لبخند و جلو آمد و مشغول تماشا شد و یك مرتبه افتاد دو چشمش با آسانسور، كه آن چیست؟ برای چه شده ساخته، یا بهر چه كار است؟ فقط كرد به سویش نظر و چشم بدان دوخت زمانی.

ناگهان دید زنی پیر جلو امد و آورد بر آن دگمه پهلوی آسانسور به سر انگشت فشاری و به یك باره چراغی بدرخشید و دری واشد و پیدا شد از آن پشت اتاقی و زن پیر و زبون داخل آن گشت و درش نیز فروبست. دهاتی كه همان طور بدان صحنه‌ی جالب نگران بود، زنو دید دگر باره همان در به همان جای ز هم واشد و این مرتبه یك خانم زیبا و پری چهره برون آمد از آن ، مردك بیچاره به یك باره گرفتار تعجب شد و حیرت چو به رخسار زن تازه جوان خیره شد و دید در چهره‌اش از پیری و زشتی ابداً نیست نشانی.

پیش خود گفت كه: (( ما در توی ده این همه افسانه‌ی جادوگری و سحر شنیدیم، ولی هیچ ندیدیم به چشم خودمان همچه فسون كاری و جادو كه در این شهر نمایند و بدین سان به سهولت سر یك ربع زنی پیر مبدل به زن تازه جوانی شود افسون كزین پیش، نبودم من درویش، از این كار، خبردار، كه آرم زن فرتوت و سیه چرده خود نیز به همراه درین جا كه شود باز جوان آن زن بیچاره و من هم سر پیری برم از دیدن وی لذت و‌ با او به ده خویش چو بر گردم و زین واقعه یا بند خبر اهل ده ما، همه ده را بگذارند ، كه در شهر بیار ند زن خویش چو دانند به شهر است اتاقی كه درونش چو رود پیر زنی زشت ، برون آیداز آن خانم زیبای جوانی!

-----------------------------------------------------------------------

تسبیح خداوند تعالی

دوستان، آمده ام باز، كه این دفتر ممتاز، كنم باز و شوم قافیه پرداز و سخن را كنم آغاز به تسبیح خداوند تبارك و تعالی كه غفور است و رحیم است، صبور است و حلیم است، نصیر است و رئوف است و كریم است، قدیر است و قدیم است. خدایی كه بسی نعمت سرشار به ما آدمیان داده، گهرهای گران داده، سر و صورت و جان داده، تن و تاب و توان داده، رخ و روح روان داده، لب و گوش و دهان داده، دل و چشم و زبان داده، شكم داده و نان داده، زآفات امان داده، كمالات نهان داده، هنرهای عیان داده و توفیق بیان داده و اینها پی آن داده،‌كه از شكر عطا و كرمش چشم نپوشیم و زهر غم نخروشیم و زهر درد نجوشیم و تكبر نفروشیم و می از ساغر توحید بنوشیم و بكوشیم كه تا از دل و جان شكر بگوییم عنایات خداوند مبین را.

آفریننده ی دانا و خداوند توانا و مهین خالق یكتا و بهین داور دادار، كزو گشته پدیدار، به دهر این همه آثار، چه دریا و چه كهسار، چه صحرا و چه گلزار، چه انهار و چه اشجار، اگر برگ و اگر بار، اگر مور و اگر مار، اگر نور و اگر نار و اگر ثابت و سیار.

خدایی كه خبردار بود از همه اسرار، غنی باشد و غفار، شود مرحمتش یار، درین دار و در آن دار، به اخیار و به زهاد و به عباد و به اوتاد و به آحاد و به افراد نكوكار، خدایی كه عطا كرده به هر مرغ پرو بال، به هر مار خط و خال، به هر شیر بر و یال، به هر كار و به هر حال بود قبله ی آمال و شود ناظر اعمال، فتد در همه ی احوال از او سایه ی اقبال به فرق سر آن قوم كه پویند ره خیر و نكوكاری و دینداری و هشیاری و ایمان و صفا و كرم و صدق و یقین را.

آرزومندم و خواهنده كه بخشنده به هر بنده شكیبایی و تدبیر و توانایی و بینایی و دانایی بسیار كه با پیروی از عقل ره راست بپوییم و زهر قصه ی شیرین و حدیث نمكین پند بگیریم ونصیحت بپذیریم و چنان مردم فرزانه بدان گونه حكیمانه در این دارجهان عمر سرآریم كه از كرده ی خود شرم نداریم و ره بد نسپاریم و به درگاه خدا شكر گزاریم كه ما را به ره صدق و صفا و كرم و عدل چنان كرده هدایت از سر لطف و عنایت كه زما خلق ندارند شكایت. به ازین نیست حكایت، به از این چیست درایت، كه ز حسن عمل ما به نهایت، همه كس راست رضایت، چه خداوندو چه مخلوق خداوند، به گیتی همه باشند ز ما راضی و خرسند و به توفیق الهی بتوانیم در این دار فنا زندگی سالم و بی دغدغه ای داشته باشیم و در آن دار بقا نیز خداوند كند قسمت ما نعمت فردوس برین را.

-----------------------------------------------------------------------

بحر طویل حضرت زهرا(س)،

حضرت فـاطمه ای مظـهر داور ، که تـوئی دخت پـیا مبـر ، شده در شـان تو نـازل زخـدا سوره کـوثـر نبود بین زنـان همه عالـم زتـو بهتر زتـو برتـر ، همـه گـلهــــا ، بـوداز عطـر وجـود تو معطـر ، تـو عطـوفی ، تـورئـوفـی ، تـو بهینی تو مهینی که نبی گفت به شـان تو مکـرر که مـرا اوست چو مــــادر ، گـل گـلزار وفـائـی ، همه لطفی مدحی و ثنائی تو ثنا کرده به قـرآن زخـدائـی، تـو زهر عیب برینی تـو زهـر نـقص جدائـی تو عطوفـی، تورئوفـی

-----------------------------------------------------------------------

گدا

بود در كوچه ی ما كهنه گدایی، كه چهل سال در این كار پر از زحمت و كم سود نیاسود و تن خویش در اندیشه ی پی ریزی مستحكم این شغلِ گران قدر بفرسود و بسی تجربه اندوخت و ره و رسمِ گدایانه ی این شغل بیاموخت كه در رونق و در گسترش شغل شریفش ببرد راه به جایی!

روزی این نابغه ی دهر، بگردید توی شهر و همی كرد تكاپوی و به اطراف و به اكناف و به هر برزن و هر كوی ، چپ و راست نظر كرد به آن سوی و پسندید سه تا نقطه ی پرآمد و شد را و سپس گشت روان جانب كاشانه و شد خرم و خرسند ز توفیق كذایی!

بهر همكاری و همیاری و پی ریزی یك شركت بی پایه و سرمایه ی خود از پسر و دختر و از همسر خود خواست كه هر یك زمحلات سه گانه بگزینند مكانیّ و گشایند دكانیّ و ببندند ره عابر و گیرند از او پول دو نانی و چو شد جمع ز اندوخته ها پول كلانی، سر هرهفته سپارند به بانكی به حساب وی ، تا او سر فرصت همه ی پرسنل خویش رساند به نوایی!

حال وی صاحب سرمایه و ویلا شده و شهره و والا شده و مالك چندین ده و پاساژ و جز این ها شده ؛ با دبدبه و كبكبه و ثروت قارون ، هنوزم كه هنوز است نداده است زكف، هیچ یك از آن سه گران مرتبه كانون تجاریّ و كنون چند نفر از نوه هایش به تلاشند كه از شركت وی ، شعبه ای ایجاد كنند توی هاوایی!

-----------------------------------------------------------------------

دعا

، ای كه مرا مایه ی حظّیّ و سروریّ و ز هر عیب به دوریّ و چو یك پارچه نوریّ و به دل همچو بلوریّ و مبرّا ز غروریّ و پر از شعر و شعوری ،با درودیّ و سلامیّ و نویدیّ و پیامیّ و حدیثیّ و كلامی ز رهِ دور، از این عاشق رنجور، به تو ای دلبر مهجور، كه باشی به هنر شهره و مشهور و نباشد به دلت جور و جفایی ، كه تو خود اصل وفایی و بهین شاعر ماییّ و به درددل عشّاق دوایی، به چه حالیّ و كجایی، ز برم دور چرایی، ارچه ما را نبود طاقتِ هجرانِ رخَت ای مهِ زیبا،دارم امید كه لطفِ ازلی در همه احوال بسی شامل حالت شده باشد و دگر همچو گذشته بشوی همره و مأنوس به سلم و خوشی و صدق و صفا و كرم و جود و سخا و دگر الطاف خدا دوركند ازتن تو رنج و بلا را! الغرض، تا تو در این دهكده ی كوچكِ رایانه ای از بهر دل ملت بیداردل خویش، به افشاگری و شوخی و طنّازی و هم دادن آگاهی از اسرار مگو دست گشودی، همگان را به سخن های پر از شهد و شكر راغب و مشتاق نمودیّ و به نیش قلمت گرد و غبار از رخ هر ناكس بی مغز و خرد پاك زدودیّ و هم از باطن بی مایه ی ارباب زر و زور و ریا پرده گشودی، دل این بنده ی ناقابل دون پایه ی وادی هنر، گشت به شعرت

متمایل، چو تویی شمع محافل ، چو تویی میر قبایل ، چو تویی مرد هنر، شاعر كامل،چه شده تا دگر آن خامه ی جانانه ی خود را به لب طاق بهشتیّ و كلامی ننوشتی ، سرِ سوداییِ ما را به تبِ هجر بخستی ، دل ما را بشكستی و چو تیری ز كمان خانه ی وصل از كف تقدیر بجستیّ و به كنجی بنشستی؟! نبود تاب و توانم، هله ای سروِِ ِ روانم، كه دگر مركبِ شكوائیه در نامه ی اینترنتی خود بجهانم، سخن از هجر و فراق تو برانم. چه شود گر ز رهِ بنده نوازی ز درآییّ و مر این مرغ دلم را به كرم، ناز و نوازش بنماییّ و كنی یاد دگرباره انیس الرفقا را!

-----------------------------------------------------------------------

لکنت زبان

مردکی مفلس و بی چیز و سحر خیز، سحرگاه چو می خواست که بیرون رود از خانه ی خود، دید رسیده است یکی نامه ی زیبا و منقش زبرایش که شب جمعه به یک جشن عروسی شده دعوت. چو ازین مژده، که با خط طلائی زده بودند رقم، گشت خبر دار، به یک بار، ز شادی به هوا جست و بخندید و به وجد آمد و بشکن زد و آورد ز صد رنگ غذا یاد و به خود داد بسی وعده که آن شب چو نهد پا به سر سفره، زهر سوی شود حمله ور از بهر چیو، هم به پلو هم به چلو، هم به خورش های مزعفر به تلاقی زمانی که نمی دید سفره ی بی رونق و بی رنگ خود آن گونه غذا را.

شب موعود ز جا خاست، سرو صورتی آراست برون آمد و یکر است، روان شد پی مقصود و چو از آدرس آن خانه خبر دار نمی بود، سر کوچه ز یک راهگذار کرد سوآلی که)) فلان خانه کجا ست؟)) و آن مرد- که بود الکن و لکنت به زبان داشت – بگفتا: ا اَ اَ اَز ای ای ای این جا جا جا جا می می میری او او او اون سَ سَ سَ سمتِ تِ تِ تِ خی خی خی خی یا یا یا یا با با با با نِ نِ نِ نِ بَ بَ بَ بَ غَ غَ غَ غَ لی لی لی لی ، بَ بَ بَ بَعد می می می می پی پی پیچی طَ طَ طَ طَ رَ رَ رَ رَ فِ فِ فِ فِ چَ چَ چَ چَپ، پَ پَ پَ پَس اَ اَ اَ ز آ آ آ آن بَ بَ بَر می می می گَ گَ گَ گردی دی دی دی به به به به را ار ار ار ....))

مرد زین بیش دگر نیاورد و فغان کرد و بر آشفت و بدو گفت:) ) دگر محض خدا لطف نمائید و لب از هم مگشائید و ببندید دهن، چون که عروسی است در آن خانه و داماد پی وصلت فرخنده ی خود جشن گرفته است و مرا نیز فراخوانده، ولی سال دگر هم نتوانم که سر ختنه سوران پسر اوبر سم گر که معطل شوم و گوش دهم حرف شما را.

-----------------------------------------------------------------------

دکتر و بیمار

مردی از شدت دل درد به جان آمده صد ناله و آهش به زبان آمده از درد درونش به فغان آمده بادرد نهان آمده نزدیك یكی دكتر لایق كه در امر شفای همه‏ درد و بلا بود چو حاذق بدو عرضه كند درد درون را.

مرد بیمار چو آمد به درون مطب دكتر دانا كه بوده ست در انجام عمل فرز و توانا ، سلامی و پیامی بنمودی به یكی منشی دكتر به آن خانم آكتور كه او بود هنرمند و به صد حیله و ترفند ستاندی به عناوین مكرر ویزیتی سه برابر به صد عشوه ز بیمار بلا دیده و این بسته زبون را.

داد آن مردك بیچاره و آواره بدو هرچه كه فرمود زنقدینه موجود به آن منشی پر رو به آن خانم پرگو . به او گفت بده وعده دیدار به این خسته بیمار كه شاید بكند درد دل از این تن تبدار برون را.

عاقبت دید طبیب آن تن تبدار ،آن مردك بیمار و به او گفت كه بایست سریعاً بشوی بستری و بازشود زیر شكم چونكه نموده است ورم روده كورت وگرنه بپُكَد روده ، سرازیر كند رو سوی گورت لذا زود ببایست درآورد زتن روده برون را.

الغرض رفت سوی تخت عمل تا كه در آرند دَمل از شكمش تاكه شود راحت از این درد و شود بار دگر سرخ رخ زرد وشكم را بدریدند و به دنبال دمل داخل اشكم بدویدند ولی چونكه طبیب بود توانا و در انجام عمل زیرك و دانا بجای دَمَل و روده كورش درآورد ز او معده و یك كلیه بیمار و نشد چاره دردش عمل دكترورفت از كف او معده و آورده شد از اشكم او كلیه برون را.

حال گویم بتو این قصه سر بسته بدانی و بخوانی و تو هرگز نخوری گول و به مطب نخوری وول و تنت را نسپاری به كف دكتر نالایق وآنكس كه به تبلیغ شده لایق و دانا و توانا ، چونكه درمان نكند دردتو را بلكه كه آسان بكند مرگ تورا ، زود براند تنت از صحنه برون را.

عذر خواهی كنم از دكتر بادقت و دلسوز كه آگه بود این قصه جانسوز كه بیمار چه دردی وچه رنجی بكشیدی وسوی مطب دكتر بدویدی وبا خرج و خراجات پزشكش بشود قبله حاجات و نباشند خداوند رضا تا كه درآرند طبیبان به سرش ظلم و جفا و نكنند از تن او درد برون را.

-----------------------------------------------------------------------

آرزو :

میل دارم که روم دور ازاین شهر به جائی که نباشد ا َحُد ا لدهر به باغ گل و بستان به دشتی که نباشد بشری تا که زند دادوهوار و تشری بر من بیچاره و آواره که از بس که دویدم پی یک واحد مسکونی که یک چند دهندم به اجاره ، شده ده لنگه‌ی کفشم همه پاره و آخرنشده مشکل من چاره . بناچار شدم واله وآواره بسی دشت ودمن را.

زنم دردل این دشت یکی چادرک پاره و راحت شوم از دود و دم و بوق اتولهای فراوان که روانند به هر کوچه و پس کوچه و هر کوی و خیابان و روم من به فدای همه دشت و بیابان که بود پاک هوایش و طربناک فضایش وچه آرام صدایش همه جا بوی گل و سوسن و سنبل ، به همراه صدای خوش بلبل به همراه قناری همه جا آب روان گشته و جاری وچه لذت بدهد اسب سواری و نباشدخبراز گریه و زاری وغم و درد و محن را.

چه خوبست ببندم به دوتا اسب یکی گارّی و برم بهره ز آن بهر سواری و بجای اتولِ باری کنم بار به آن هر چه که دارم ببرم با خود ازاینجا و به آنجا و به هر جا که بخواهم بزنم سر . وازبهر خوراکم ببرم بره نرسر و کَنم پوست همی از تن و ازسر و کبابش بکنم آنچه کبابی و به یکدست یکی سیخ کباب و بدست دگرم چنگ و رباب و که بود ناله او عین صواب و بخورم کاسه آب از سر چشمه وکُنم پاک دل ودیده وتن را.

ولی حیف و صد افسوس که از بوی کباب و از آهنگ رباب وبه صدای خوش آب زود و به یکباره پریدم زخواب ومشخص شده بر من که اینها همه خواب است و سراب است و همه نقش بر آب است وهمه آنچه که گفتم نبودست بجز خواب و نباشد اثر از بره و بزغاله و نه سیخ کبابی و نه آهنگ ربابی ونه یک کاسه آبی ونه حتی اثر از گاری و یا اسب سواری ونه آهنگ قناری و نه یک شاخه گل نه اثر از دشت و دمن را.

-----------------------------------------------------------------------

حرف دل دختر :

گفت یک دختر دلشاد و دل آباد ، به صد ناز وبه صد باد ،به بابایی ِ دلشاد : " تو بابای عزیزم ،که تویی بانک پر از پول تمیزم ، بده بر من همه ی شهریه ثابت ، وَ عمومی ،که شود هر یک از آنها به حدود دو ونیم ، نه ...سه ونیم اسکن سر سبز هزاری که شوم وارد دانشگه آزاد وشب وروز و مه وسال ،چه با حال وچه بی حال ، چه خوش طعم و چه آشغال ، بخوانم ،بزنم زور و کنم پاس و شوم تیکه الماس و دهم فیس و کنم فاس و شوم دخترک خاص ! و دهم پز به تمامی کسانی که مرا ننگ و زیانند و بسی بی سر و پایند " .

تا که بشنید پدر از دهن دختر خود این سخنان ، خنده زنان گفت به ایشان که " عزیزم ، همه چیزم ،نده هی تکیه به میزم ! ، چه کسی گفته که با مدرک دانشگه آزاد تر از ماهی آزاد ، که پوچ است و نه آباد ، ندارد دو سه اُستاد ، که با آن بشوی شاد ، توانی بدهی فیس به این دشمن دانا که همانا همه دانند که دانشگه مذکور ،فقط مدرک مخصوص به آویزش ِ در تاقچه تقدیم نمایند ."

دخترک گفت : "پدر ! پس چه کنم من ؟" و شنید از دهن والد خود : " خانه ی شوهر !" ... یهویی دخترک قصه ی ما گشت به صد شور و به صد ناز وبه صد عور ، به صد فیس و به صد سور ، به زور رژ و ماتیک و ریمل ، پنکک و رژگونه و بیگودی وبابلیس و خط وفر مژه و برق لب و سایه و مش، لاک و مانیکور ، بسی خوشگل و چون حور و به توفیق خداوند ، یکی را بزدی تور و بشد زندگی اش جور و نپرسید ز قلبش : که فلان دختر ممتاز و پریناز و گلاویژ و ثریا و دیانا و مهستی وحمیرا و فروزان وشکیلا که برفتند به دانشگه آزاد ،چه بودند و چه گشتند وکجایند ؟! "
_________________________

دکتری گفت که یکروز به دانشکده طب سر تشریح یکی

جمجمه استاد بپرسید ز شاگرد که:این جمجمه از کیست؟

چو شاگرد بیامد جلو وجمجمه را کرد بسی زیر وزبر

گفت: از آنجا که بسی چانه این جمجمه لق است گمانم

که ز یک مشت زنی بوده که از بس که سر مشت زنی

مشت به زیر دهنش خورده چک و چانه او لق شده و

محکمی مشت حریفان شل و ول کرده چنین چانه او را.

گفت استاد که هر چندچک و چانه این جمجمه لق است

ولی صاحب آن مشت زن و بوکسور اگر بود چک و

چانه او در عوض اینکه شل و ول بشود در اثر ورزش

بسیار بسی محکم و ستوار همی گشت.

در این بین به یک مرتبه شاگرد دگر خواست ز استاد

خودش اذن و بیامد

جلو و جمجمه را کرد بسی وارسی و گفت: گمانم که

بود صاحب این جمجمه یک کاسب بازار و ز بس

در سر هر چیز زده چانه چنین چانه او لق شده.

استاد بدو گفت که هر چند که از چانه زدن چانه

اشخاص بسی لق شود اما نه بدین قدر ملقلق که شل و ول

بکند چانه آن عربده جو را. گشت شاگرد روان در

سر جای خود و شاگرد دگر جست و گرفت اذن و بیامد

جلو و جمجمه را پیش کشید و به سر و صورت وشکل

و پک و پوزش نظری کرد و سپس گفت که این جمجمه

بی شک تعلق به زنی داشته وین لق شدن چانه از آن است

که هی از سر شب تا به سحر یا ز سحر تا سر شب

ور زده با خاله و خانباجی و نفرین بنموده است به پشت

سر هم شوهر خود را که برای چه مرتب ندهد خرجی و

هی خرج قر ورخت و لبا سش نکند یا که چرا از سر

او وانکند شر هوو را.!

این بحر طویل را از کتاب"بحر طویل های هدهد میرزا" آورده ام که نوشته مرحوم

"ابولقاسم حالت" شاعر معاصر ایرانی



ادامه مطلب
ساعت ارسال ساعت 14 و 28 دقیقه و 15 ثانیه نویسنده: خشایار خادمی نظر: ()
چهارشنبه 27 مهر 1390
دسته بندی : اطلاعات عمومی ,
یکی از ویژگی‌های بارز ویندوز 7 ظاهر زیبا و جذاب آن است. این ویژگی به کمک تم یا قالب‌های موجود در آن شکل می‌گیرد. در ویندوز 7 به طور پیش فرض 6 تم قابل انتخاب است که با انتخاب هر تم، ظاهر صفحه دسکتاپ و صداهای موجود در ویندوز تغییر می‌کند. اما بایستی بدانید که در ویندوز 7، علاوه بر تم های موجود، 5 تم دیگر نیز به شکل مخفی وجود دارد! در این ترفند نحوه آشکار‌سازی و انتخاب این تم‌های مخفی را برای شما بازگو خواهیم کرد. این قالب‌های مخفی با محوریت کشورهای استرالیا، کانادا، بریتانیا، ایالات متحده و آفریقای جنوبی ساخته شده‌اند و شامل تصاویر پشت زمینه‌ای از این کشورها هستند.

بدین منظور:
ابتدا بایستی قابلیت مشاهده فایل‌های مخفی سیستم را فعال نمایید. در منوی Start عبارت Folder Options را وارد کرده و Enter بزنید. در پنجره Folder Options به تب View بروید و تیک گزینه Hide protected operating system files را بردارید و Yes را انتخاب کنید. سپس پنجره را OK کنید.
اکنون وارد Computer شوید.
حال به مسیر C:\Windows\Globalization\MCT مراجعه کنید.
در این مسیر 5 فولدر مشاهده می‌کنید. این 5 فولدر متعلق به 5 تم مخفی هستند (ترفندستان) و عبارات 2 حرفی که در نام آنها مشاهده می‌کنید مخفف کشورهایی هستند که در بالا نام بردیم.
به دلخواه وارد یکی از پوشه‌ها شوید. سپس به فولدر Theme مراجعه کنید و بر روی فایل موجود در آن دو بار کلیک کنید.
تم مورد نظر انتخاب شده و در حافظه ویندوز ذخیره شده است.
این کار را در هر 5 فولدر انجام دهید.
اکنون در صورتی که بر روی فضای خالی از صفحه دسکتاپ راست کلیک کنید و Personalize را انتخاب کنید، در قسمت My Themes این 5 تم جدید را مشاهده میکنید. با کلیک بر روی هر کدام تم مورد نظر انتخاب می‌شود.


ادامه مطلب
ساعت ارسال ساعت 06 و 27 دقیقه و 04 ثانیه نویسنده: خشایار خادمی نظر: ()
چهارشنبه 27 مهر 1390
دسته بندی : اطلاعات عمومی ,
تصاویر پشت‌زمینه صفحه دسکتاپ ویندوز که به Background و Wallpaper نیز معروف هستند، همواره زیبایی خاصی به ظاهر ویندوز می‌بخشند. از این رو کاربران سعی می‌کنند تا زیباترین و جذاب‌ترین عکس‌ها را برای تصویر پس‌زمینه دسکتاپ خود انتخاب کنند. اما آیا شما مجبورید همیشه از تصاویر و عکس‌ها برای پشت‌زمینه دسکتاپ استفاده کنید؟ آیا تاکنون به این فکر کرده‌اید که می‌توان یک فایل ویدئویی را در پشت زمینه دسکتاپ قرار داد تا به جای یک عکس ثابت، یک فیلم متحرک پس‌زمینه دسکتاپ باشد؟ در صورتی که از ویندوز 7 استفاده می‌کنید، این رویا به سادگی تحقق می‌یابد! هم‌اکنون با استفاده از این ترفند می‌توانید در صورت استفاده از ویندوز 7، یک فایل ویدئویی را در پشت‌زمینه دسکتاپ خود قرار دهید. طبعاً هر چقدر محتوای این فایل ویدئویی زیباتر و با کیفیت‌تر باشد، دسکتاپ شما رویایی‌تر خواهد شد.

برای این کار:
در قدم اول نیازمند یک ابزار جانبی به نام Windows DreamScene هستیم.
نصب Windows DreamScene بر روی دو نوع ویندوز 7، 32 و 64 بیتی متفاوت است.
ابتدا باید مطمئن شوید ویندوزی که از آن استفاده می‌کنید 32 بیتی است یا 64 بیتی؛ برای پی بردن به این موضوع، بر روی Computer در منوی Start راست کلیک کنید و Properties را انتخاب نمایید. در پنجره ظاهر شده در قسمت System type نوع ویندوز درج شده است.

اکنون با توجه به ویندوز خود، یکی از فایل های زیر را دانلود نمایید.
Windows DreamScene مخصوص ویندوز 7 نسخه 32 بیتی:
http://www.tarfandestan.com/files/DreamScene_Win7_x32.zip
Windows DreamScene مخصوص ویندوز 7 نسخه 64 بیتی:
http://www.tarfandestan.com/files/DreamScene_Win7_x64.zip

برای نصب DreamScene در نسخه 32 بیتی:
پس از آن دانلود فایل DreamScene_Win7_x32.zip، آن را از حالت فشرده خارج کنید.
سپس فایل به نام Windows7-DreamScene-Enable.exe را با دو بار کلیک اجرا نمایید.
پس از (ترفندستان) مشاهده پنجره سیاه رنگ، کلیدی را به دلخواه فشار دهید تا نصب DreamScene آغاز شود.
مشاهده پیغام Windows 7 DreamScene installed without error به منزله نصب موفقیت‌آمیز آن است. کلیدی را فشار دهید تا پنجره بسته شود.
دقت کنید در طول نصب، یک بار فایل explorer.exe به طور اتوماتیک بسته و اجرا می‌شود (این موضوع با محو شدن نوار تسک‌بار و بازگشت آن پس از چند لحظه مشخص می‌شود). در صورتی explorer.exe بسته شد، اما اتوماتیک باز نشد (یعنی تسک‌بار همچنان ناپدید ماند) کافی است یک بار کلیدهای ترکیبی Ctrl+Alt+Delete را فشار دهید. در صفحه پدیدار شده Start Task Manager را انتخاب کنید. در پنجره Windows Task Manager از منوی File بر روی New Task کلیک کنید. سپس عبارت explorer.exe را وارد کرده و Enter بزنید تا تسک‌بار ظاهر شود.

برای نصب DreamScene در نسخه 64 بیتی:
پس از آن دانلود فایل DreamScene_Win7_x64.zip، آن را از حالت فشرده خارج کنید.
حال فایل DreamScene.dll را در مسیر Copy ،C:\Windows\System32 و Paste کنید.
همچنین فایل DreamScene.dll.mui را در مسیر Copy ،C:\Windows\System32\en-US و Paste نمایید.
سپس بر روی فایل Dscene.reg دو بار کلیک کنید (ترفندستان) و در پیغامی که نمایش داده می‌شود دکمه Yes را انتخاب نمایید.
اکنون نیازمندیم تا پروسه explorer.exe را یک بار باز و بسته کنیم. بدین منظور کلیدهای ترکیبی Ctrl+Alt+Delete را فشار دهید. در صفحه پدیدار شده Start Task Manager را انتخاب کنید. سپس در پنجره Windows Task Manager ابتدا به تب Processes بروید و در لیست موجود، explorer.exe را انتخاب کنید و بر روی دکمه End Process کلیک کنید (دقت کنید با این کار بایستی تسک‌بار ویندوز ناپدید شود). پس از این کار در همان پنجره Task Manager، از منوی File بر روی New Task کلیک کنید. سپس عبارت explorer.exe را وارد کرده و Enter بزنید تا تسک‌بار ظاهر شود.

پس از نصب موفقیت آمیز DreamScene، دیگر کار چندانی باقی نمی‌ماند.
اکنون کافی است بر روی یک فایل ویدئویی با فرمت WMV یا MPEG راست کلیک کنید و در منوی راست کلیک بر روی گزینه Set as Desktop Background کلیک کنید.
خواهید دید که فایل ویدئویی در پشت‌زمینه دسکتاپ نمایش داده می‌شود. (ترفندستان)
همچنین برای کنترل فایل ویدئویی پخش شده در صفحه دسکتاپ، بر روی فضای خالی از صفحه دسکتاپ راست کلیک کنید و در منوی ظاهر شده گزینه Pause DreamScene را انتخاب کنید. برای ادامه پخش نیز، گزینه Play DreamScene را انتخاب نمایید.

تنها لازم به ذکر است، در صورتی که پس از انتخاب فایل ویدئویی و نمایش آن دیدید که نوشته‌های آیکن شورتکات‌های موجود در صفحه مقداری ناواضح شده است، عمل زیر را انجام دهید:
بر روی صفحه دسکتاپ راست کلیک کنید و Personalize را انتخاب نمایید. در پنجره ظاهر شده یکی از Themeهای موجود را انتخاب کنید (به عنوان مثال تم پیش‌فرض ویندوز به نام Windows 7). حال مجدد فایل ویدئویی را طبق روشی که در بالا توضیح داده شد به عنوان پشت‌زمینه دسکتاپ انتخاب کنید.


ادامه مطلب
ساعت ارسال ساعت 06 و 05 دقیقه و 46 ثانیه نویسنده: خشایار خادمی نظر: ()
چهارشنبه 27 مهر 1390

 

پروژه "هارپ "، جایگزین زمینی طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت های متعدد و خارق العاده ای كه پدید می آورد، «سلاح نهایی» آمریكا محسوب می گردد. با «هارپ»، ارتش آمریكا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شكلی اقتصادی تر، اما بسیار خطرناكتر، از سر بگیرد، با این تفاوت كه این بار طرح برروی كره زمین انجام می پذیرد.
اشاره
بدون شك، فجایع طبیعی در هر دورانی به وقوع پیوسته و خساراتی گاه جبران ناپذیر به بار آورده اند. اما، آنچه امروز كمتر از گذشته طبیعی می نماید شدت عجیب و بی سابقه این پدیده های به ظاهر طبیعی است كه اغلب با بستر فصلی خود در ناهماهنگی كامل بسر می برند. این بی نظمی های آب و هوایی عموماً به حساب تأثیرات گازهای گلخانه ای گذارده می شوند. اما آیا حقیقتاً ارتباطی میان تغییرات آب و هوا و اثرات گلخانه ای این گازها وجود دارد؟ موضوعی كه مدت هاست سفره رسانه ها و فعالان صلح سبز را رنگین كرده و به بهانه ای برای توجیه علت هر فاجعه طبیعی تبدیل گردیده است. اما، آنچه از همگان پنهان مانده و توجهات را كمتر به خود معطوف می دارد، این واقعیت است كه امروز خطری تازه، از نوعی دیگر، سراسر جهان را تهدید می كند كه با تغییرات عجیب وضعیت آب و هوا در ارتباط است و در راستای بلندپروازی های كشورهایی كه خود را یك «قدرت» و «ارباب جهان» می دانند، عمل می كند. و آمریكا یكی از همین اربابان «خودخوانده» است كه در ادامه بلندپروازی های «جنگ ستارگان» خود در تلاش برای دستیابی به سیستم تسلیحاتی بسیار گسترده ای است كه قادر است اعماق زمین را در جست وجوی پایگاه های مخفی بكاود، تمامی اشكال ارتباطات هرتزی را متوقف سازد، بر رفتارهای انسانی تأثیر گذارد، جریانات آب و هوایی را تغییر دهد، هواپیماها را همانند مایكروفری كه به كمك امواج كوتاه عمل می كند، در آسمان «بریان» كند، و یا انفجارهایی به قدرت یك بمب اتمی پدید آورد. اما، نه فقط آمریكا... و اگر چه «به ظاهر» هیچ نشانی حكایت از استفاده از این تكنولوژی مرگبار ندارد، اما موضوع آنقدر جدی است كه سازمان ملل در حاشیه بحث های خود پیرامون تأثیرات گازهای گلخانه ای بر آب و هوا، پرداختن به مسئله «جنگ زیست محیطی» را نیز آغاز كرده است. هرچند كه، به رغم اطلاعات علمی موجود مسئله دست بردن در وضعیت آب و هوا با اهداف نظامی هرگز بخشی از برنامه سازمان ملل درمورد تغییرات آب و هوا نبوده، پیامدهای تكنولوژی نظامی بر وضعیت آب و هوای جهان محور هیچ گفتمانی را تشكیل نداده و هیچكس را نیز نگران نكرده است. و بحث های جاری پیرامون تغییرات آب و هوا كه صرفا بر موضوع گازهای گلخانه ای متمركزند، نیز به هیچوجه اهداف استراتژیك و دفاعی واشنگتن را به زیر سؤال نمی برد.

تكنیك های تغییر محیط زیست به اهداف نظامی بخشی از تحقیقاتی را تشكیل می دهندكه اطلاعات چندانی درمورد آنها در دست نیست، چراكه در پس دیگر پروژه های ارائه شده با هدف بهبود شرایط زیست محیطی پنهان اند. با این حال، «لوك مانپائی» پژوهشگر محیط زیست، خاطرنشان می سازد، «از سال های دهه 1950، گزارش ها و بیانیه هایی رسمی در آمریكا انتشار یافته است كه بر فواید نظامی تكنیك های تغییر شرایط آب و هوا تأكید دارند. و از آن زمان، تحقیقات در جهت كنترل عناصر طبیعی هرگز متوقف نگردیده، حداكثر آن كه كنوانسیون سال 1977 پیرامون ممنوعیت استفاده از تكنیك های تغییر محیط زیست با اهداف نظامی و یا هر هدف خصومت آمیز دیگر، از سرعت این تحقیقات كاسته است.»

پروژه «هارپ»(High-Frequency Active Auroral Research Program HAARP) ، جایگزین زمینی طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت های متعدد و خارق العاده ای كه پدید می آورد، «سلاح نهایی» آمریكا محسوب می گردد. با «هارپ»، ارتش آمریكا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شكلی اقتصادی تر، اما بسیار خطرناكتر، از سر بگیرد، با این تفاوت كه این بار طرح برروی كره زمین انجام می پذیرد.

در واقع، همه چیز از سال های دهه 60 و ارائه طرحی به منظور تسهیل ارتباط با زیردریایی ها آغاز گردید. چراكه، تنها راه ارتباط با زیردریایی ها كه به دلیل قرار گرفتن در اعماق آب ها فاصله بسیاری با سطح دارند، استفاده از امواجی با طول موج بسیار كوتاه است. اما، استفاده از این گونه امواج نصب آنتن های بسیار بزرگ را می طلبد. بنابراین، آنچه این طرح باید میسر می ساخت، ایجاد آنتنی عظیم آنهم در لایه های فوقانی آتمسفر بود.
هارپ چیست؟

«هارپ» یك فرستنده امواج الكترومغناطیسی است كه آسمان را هدف گرفته، الكترون های آزاد لایه یونوسفر را در بالای آتمسفر در ارتفاع حدود 275كیلومتری كه از دمایی معادل 1400 درجه سانتیگراد برخوردار است، «منقلب» می سازد و با این كار مقادیر زیادی انرژی به آنها منتقل می كند. بدینسان، دما می تواند تا 20درصد افزایش یافته، این مناطق را كاملا منبسط سازد.

با دستكاری در این تزریق نیرو به یونوسفر، نوسانات وسیعی در این لایه حاصل گردیده، آن را به آنتنی با طول موج های بسیار مهم و فركانس های بسیار پایین (از 40 هرتز تا یك هزارم هرتز!) تبدیل می كند. برد این امواج بدین ترتیب به هزاران كیلومتر رسیده، آنها را قادر می سازد در هر چیزی بر روی كره زمین حتی بدن انسان، نفوذ كنند.

«هارپ» پروژه مشترك نیروی هوایی و دریایی آمریكاست، اگرچه روس ها نیز از خیلی پیش بدان توجه دارند و اروپایی ها نیز به رغم اعتراض هایشان در خفا و از نزدیك آن را دنبال می كنند. چرا كه، كدام قدرت از تسلط كامل بر كره زمین و افراد بشر بیزار است؟

پایگاه رسمی «هارپ» در «گاكونا» آلاسكا واقع است. این پایگاه از 360 آنتن به ارتفاع 72 پا تشكیل گردیده كه بر زمینی به وسعت 400 كیلومترمربع اشراف دارند. امكان تأسیس و نصب این آنتن ها از سوی مالكان چاه های نفتی همجوار فراهم آمده است.

تكنولوژی مورد استفاده پروژه «هارپ» براساس تجاربی پنهان كه سال هاست در این منطقه كوچك انجام می پذیرد، استوار بوده و پیشرفت های بسیاری داشته است. هدف عمده «هارپ» كه در اصل یك سلاح كشتار جمعی است كه بخشی از برنامه نظامی «جوینت ویژن 2020» (Joint Vision 2020) آمریكا به حساب می آید، عمدتا بر دانش دما و كنترل اندیشه به منظور آزمایش بر روی مردم متمركز می گردد. این طرح به ظاهر با هدف كاوش ذخایر نفتی و كانی ارائه گردیده است، اما اهداف پنهان آن خطری برای بشریت محسوب می شود.

اجرای پروژه «هارپ» بسیاری از دانشمندان و كارشناسان تسلیحاتی، و نیز نمایندگان پارلمان اروپا را بسیار نگران كرده است. به طوری كه، یك كارشناس انرژی به نام «گراتان هیلی» كه مشاورت نمایندگان پارلمان اروپا را برعهده دارد، هم اكنون درحال جمع آوری اسنادی است تا به كمك آنها بتواند به این طرح «پایان جهانی» خاتمه بخشد. و «مگوا هالووت»، نماینده بلژیكی كه ریاست گروه سبزهای پارلمان اروپا را عهده دار است، مسئولیت این پرونده را به عهده گرفته، مسئولیت رسمی پیگیری درخواست های اعضای گروه خود برای توضیح و وادار ساختن پارلمان اروپا به فشار بر ناتو- و از این طریق، وادار كردن آمریكا به پاسخ به تمامی سؤالات لازم-، با اوست. «مگدا هالووت» تأكید دارد كه این نوع تسلیحات علاوه بر پیامدهای زیست محیطی، می تواند آزادی های فردی و دموكراسی را نیز به خطر اندازد.

از دیگر سو، بسیاری از دانشمندان، پژوهشگران، روزنامه نگاران و فعالان محیط زیست به امید كشف چهره واقعی و پنهان پروژه «هارپ» كه از سوی نیروی هوایی و دریایی آمریكا یك برنامه تحقیقاتی «ساده و بی خطر» معرفی شده است، نقش كارآگاه خصوصی را در ارتش آمریكا ایفا می كنند. قدر مسلم آن كه، هیچگونه اتفاق نظری در مورد این پروژه در آمریكا وجود ندارد و شهروندان آن به استفاده از این گونه روش های «علمی» به شدت معترضند. مانند دكتر «روزالی تربل»، یك شخصیت علمی رده بالا و بسیار شناخته شده كه در دوران ریاست جمهوری «ریگان» مسئولیت تحقیقات پیرامون تأثیرات پروژه تسلیحاتی «جنگ ستارگان» را برعهده داشته است. وی كه درحال حاضر مشاورت پارلمان اروپا را عهده دار است، تأكید می كند كه دانشمندان نظامی آمریكا تمامی توجه و تلاش خود را بر روی سیستم های آب و هوایی به عنوان یك سلاح بالقوه متمركز ساخته اند.

در سال 1995، كتابی با عنوان «فرشتگان با این هارپ نمی نوازند» (توضیح م. «هارپ» معنای ساز «چنگ» را دارد كه در این جا نویسنده منظور خود را با بازی با این واژه ادا كرده است) كه پروژه «هارپ» را محكوم می كند، در شمار پرفروش ترین كتاب سال آمریكا قرار گرفت.

پروژه «هارپ» درواقع به لطف انتشار مقالات متعددی در روزنامه ها و نیز برنامه های متعدد تلویزیونی در این زمینه، افشا گردید و در پی این افشاگری، موجی از مخالفت ها در برابر این پروژه شكل گرفت. از میان مخالفان این طرح، اطلاعات ارزشمند دو دانشمند به نام های «ریچارد ویلیام» (شیمی دان) و پروفسور «زیلینسكی» (فیزیكدان آلمانی و متخصص الكترونیك كوانتومی) به نگارش كتب متعددی پیرامون «هارپ» انجامید. به گفته این كارشناسان، قدرت عظیم ارسال انرژی ایستگاه «گاكونا» می تواند برآب و هوای هر كشوری تأثیرگذارده، پیامدهای مثبت و یا فجایع بی شماری از قبیل زلزله های شدید، سیل ها، تسونامی ها و... به بار آورد. بدینسان، پروژه «هارپ» كه مكمل زمینی طرح «جنگ ستارگان» است، به دلیل ماهیت ویژه سیگنال انتشار خود «سلاح نهایی» آمریكا محسوب می شود.

یك پروژه 30میلیون دلاری

در پس این تحقیقات كه در زمینه فركانس های بالا انجام پذیرفته و در آفاق شمالی به اجرا درمی آید، در وهله نخست یك پروژه 30میلیون دلاری نهفته است كه ارتش آمریكا می كوشد آن را تحقیقاتی در منطقه یونوسفر جلوه دهد. بانیان این طرح به منظور جلب اعتماد افكار عمومی از هیچ تلاشی- چه به لحاظ انرژی و وقتی كه صرف آن می سازند، و چه به لحاظ دلارهایی كه در راه تبلیغات هزینه می كنند- فروگذار نیستند. معهذا، هنگامی كه می دانیم طرف های اصلی قرارداد نیروی دریایی و هوایی و وزارت دفاع آمریكا هستند، باور این مطلب كه پروژه مزبور فاقد اهداف نظامی است، بسیار دشوار می گردد.

در عمل «هارپ» به چه چیز شباهت دارد؟

درواقع، پروژه «هارپ» از تأسیساتی گسترده تشكیل گردیده كه چندین هكتار از زمین های «گاكونا»- منطقه ای كوچك در شمال شرقی «آنكوریج» آلاسكا- را به خود اختصاص می دهد. این محل چندان نیز دورافتاده نیست، چراكه تأسیسات مزبور در جوار ذخایر گازی و نفتی متعلق به شركت «آركو» (Arco) قرار دارد كه درعین حال امتیازات تكنولوژیك تشكیل دهنده «هارپ» را به خود اختصاص می دهد وشركت پوششی این تجهیزات نیز هست.

علاوه براین، «هارپ» به یكی از قدرتمندترین رایانه های كره زمین- كه در «دانشگاه آلاسكا» در «باتروویچ بیلدینگ» نصب گردیده- مرتبط است. درخصوص ظاهر آن نیز باید گفت كه محیطی وسیع و بدون درخت است كه در آغاز 48 آنتن 20متری در آن نصب گردیده بود. هریك از این آنتن ها به فرستنده ای به قدرت یك میلیون وات متصل است. طبق این پروژه، سپس بر تعداد این آنتن ها و قدرت و رقم فرستنده ها افزوده شده، قدرت نهایی به یك میلیارد وات افزایش یافت كه از 360 آنتن به دست می آمد. فرستنده ها توسط 6 توربین به قدرت هریك 3600 اسب بخار تغذیه می شوند كه 95 تن مازوت در روز می سوزانند.

اما، این تشكیلات به چه كار می آید؟ به طوررسمی، دانشمندانی كه بر روی این فرستنده رادیویی غول پیكر كار می كنند، قصد مطالعه بر روی یونوسفر را دارند. با این حال و در پس پرده، «هارپ» از لایه یونوسفر بهره گرفته، آن را به سلاحی ساخته شده از انرژی مبدل می سازد.

یونوسفر لایه فوقانی استراتوسفر بوده، از اجزای یونیزه بسیار پرباری تشكیل گردیده است. این لایه از ارتفاع متوسط 48كیلومتری سطح زمین آغاز می شود و تا ارتفاع 600كیلومتری بالا می رود. وجود این لایه كه تراكم انرژی در آن بسیار بالاست، برای سیاره ما حیاتی است، چراكه همانند لایه اوزون نقش اساسی «سپر» را ایفا و ما را در برابر پرتوهای زیانبار خورشید محافظت می كند. لایه یونوسفر ازجمله اجزایی را كه بار الكتریكی داشته و از «بادها و توفان ها»ی خورشیدی و كیهانی به وجود می آ یند، «جذب» خود می سازد. تحقیقاتی كه از یك قرن پیش توسط تعدادی از دانشمندان انجام پذیرفته است، نشان می دهد كه این «مانتوی انرژی» كه از زمین محافظت به عمل می آورد، می تواند به كمك یك تكنولوژی مناسب به سلاحی استراتژیك و بسیار مهم مبدل شود.

«هارپ» براساس تحقیقات «برنارد ایستلاند» طراحی گردیده كه خود از تلاش های «نیكلاتسلا»، یك دانشمند كروات و مخترع نبوغ اوایل قرن بیستم- كه جریان آلترناتیو و نیز جریان سه فازه را مدیون وی هستیم- الهام گرفته است. «تسلا» از جمله روندی را بنیان نهاد كه اجازه می داد مقادیر بسیار بالایی از انرژی الكتریك بدون كمك كابل در فاصله ای 42 كیلومتری انتقال یابد. وی بخش اعظم تحقیقات خود را به «انرژی یونوسفریك» و پدیده های الكترومغناطیسی اختصاص داد. تأمین هزینه تحقیقات «تسلا» را «جی پی مورگان» بانكدار و شركت «وستینگهاوس» برعهده داشتند، اما این حمایت بعدها به دلایل مالی متوقف گردید.

اندكی كمتر از یك قرن بعد، «برنارد ایستلاند» با استفاده از تحقیقات اولیه «تسلا» در زمینه انرژی الكترومغناطیسی، بین سال های 1987 و 1994 نتایج 12 تحقیق خود را به ثبت رساند كه ساختار پروژه «هارپ» و تكنولوژی های مشتق از آن در زمینه تسلیحات را تشكیل می دهند. اما، امروز مالك اصلی امتیاز اختراعات ثبت شده دیگر «ایستلاند» نیست، بلكه شركت «آپتی-آركو» (Apti-Arco)، یك كنسرسیوم نفتی است كه در پس خود نیروی دریایی و هوایی و نیز وزارت دفاع آمریكا را دارد. از هنگام ثبت تحقیقات «ایستلاند»، هرگونه تحقیقی در زمینه انرژی الكترومغناطیسی- حتی با اهداف پزشكی- مسدود گردیده و بدینسان، میدان بسیار نویدبخش وسیعی از علوم و پزشكی به انحصار منافع ارتش آمریكا درآمده است.

جنگ امواج؟!

تمامی تكنولوژی به كاررفته در «هارپ» برپایه نشانه روی مجموعه ای از امواج بلند به سمت یونوسفر، و سپس مشاهده نتیجه آن استوار است. پیامد بمباران منطقه ای مشخص از یونوسفر به كمك امواج بلند، ایجاد آینه مجازی عظیمی است كه همانند یك آنتن عمل می كند. این آنتن مجازی فركانس هایی بسیار كوتاه رابه زمین ارسال می دارد. برای تصویر بهتر عمل صورت گرفته، می توان گفت كه علاوه بر آنتن مجازی كه بدین شكل در آسمان پدید آمده است، نوعی «مایكروفر» عظیم در بخشی مشخص از یونوسفر به وجود می آوریم. و وای به حال هواپیماها و موشك هایی كه در این لحظه از آسمان عبور كنند! برحسب قدرت فرستنده ها، می توان همچنین سیستم های راهنمای الكترونیكی، رادارها و دیگر دستگاه های رادیویی این موشك ها و فضاپیماها را كاملاً مختل و یا آنها را به سادگی «كباب» كرد!

از دیگر سو، به لطف آنتن مجازی تشكیل شده از امواج فوق كوتاه، این امكان نیز پدید می آید كه پوسته زمین تا اعماق بسیار زیاد اسكن و به نوعی رادیوگرافی شود. بدین ترتیب، نظامیان آمریكایی با افتخار تمام مدعی اند كه به كمك «هارپ» دیگر هیچ كشوری قادرنخواهد بود پایگاه های مخفی زیرزمینی خود را كه پناهگاه سلاح های هسته ای هستند، پنهان نگاه دارد... طبق تحقیقات كارشناسان تسلیحاتی آمریكا، همچنین می توان با زیردریایی هایی كه در اعماق آب در دورترین نقاط اقیانوس ها سیر می كنند، ارتباط برقرار كرده، هر نوع موشك یا هواپیمایی - حتی هواپیماهای «فریتو» - را كه وارد فضای هوایی آمریكا شوند، ردیابی و یا نابود كرد. هدف نهایی، ایجاد یك سپر محافظ كلی است كه قادر باشد اهداف دشمن- اعم از هسته ای یا متعارف- را از یكدیگر متمایز ساخته، به شیوه ای متناسب به آنها «بپردازد». و بالاخره، هدف «هارپ» به ویژه جلوگیری از برقراری كلیه ارتباطات رادیویی و ماهواره ای دشمنان در منطقه ای مشخص است. علاوه بر این، با تحقق این پروژه، صاحبان آن خواهند توانست سیستم ارتباطاتی خود را به سیستمی تقریباً غیرقابل نفوذ مبدل سازند.

استفاده از امواج و خواص الكترومغناطیسی آنها سلاحی است كه به شكلی وحشتناك مؤثر واقع می گردد. دكتر «روزالی برتل» تاكید دارد كه آمریكایی ها آزمایشات خود پیرامون این گونه تسلیحات را از چهل سال پیش پنهان از دید همگان و با نادیده شمردن كنوانسیون های بین المللی آغاز كرده اند. بدینسان، پروژه های متعددی شكل گرفته است كه عبارتند از: «آرگوس» (1958، Argus)، «استارفیش» (1962، Starfish)، «سولار پاورساتلایت» (1968و 1967، Solar Power Satellite)، «اسپیس شاتل اكسپریمنتز (1985، Space Shuttle Experiments)، «مایتی اوكز» (1986، Mighty Oaks) و یا «دیزرت استورم» (1991، Desert Storm).

در تمامی این پروژه ها، به دلایل و بهانه های گوناگون چون قطع ارتباطات دشمن، سلاح های پلاسمایی و...، هدف جز بازی با یونوسفر و یا برخی امواج نبوده است. بنابراین، «هارپ» آخرین فصل این پروژه هاست. آمریكایی ها حتی قصد دارند شبكه ای واقعی از ایستگاه های مشابه «گاكونا» در سراسر جهان پدید آورند و بدین گونه، نوعی سپر قابل تغییر برحسب اوضاع و احوال و شرایط برای خود برقرار سازند و بسیاری از دیگر قدرت ها نیز همین سودا را در سرمی پرورانند. در راستای این هدف است كه می بینیم مجموعه های تحقیقاتی دیگری پیرامون یونوسفر، ازجمله در پورتوریكو، نروژ (ترومسو)، پرو (خیكاماركا)، روسیه (در نزدیكی مسكو) و یا «نیژنی نوگورود» در اوكراین یا تاجیكستان به وجود آمده است.

بدینسان، مشاهده می كنیم كه در پس این پروژه تحقیقاتی به ظاهر ساده «هارپ» سلاحی مخوف نهفته است، و این سلاح مخوف چنین امكانی را فراهم می آورد كه برحسب باند فركانس به كار گرفته شده (بسیار بلند و یا فوق كوتاه)، تاثیرات خاصی- مانند كاوش در اعماق زمین از طریق اسكن آن، قطع كلیه ارتباطات هرتزی (جنگ خلیج فارس در سال 1991)، تغییر رفتار انسانی (جنگ خلیج فارس، افغانستان)، تغییر آب و هوا، «ذوب» هرگونه دستگاه پرنده در آتمسفر (جنگ ستارگان)، ایجاد زمین لرزه ها و توفان های ویرانگر، انفجارات قدرتمند در ارتفاعات (جنگ خلیج فارس)- از فاصله دور بر محیط زیست گذارده شود. نظامیان پنتاگون بر این ادعا هستندكه قدرت انتقال این سیستم بسیار زیاد و تا بدان حد است كه یونیزاسیون لایه های فوقانی آتمسفر را برمی انگیزد و آن را به آینه ای بازتاب دهنده مبدل می سازد، و بدین گونه است كه با استفاده از این پدیده امكان برقراری ارتباط با واحدهای دریایی و هوایی فراهم می آید.

آنچه كه نظامیان نمی گویند

یكی دیگر از زمینه های اجرایی« هارپ» كه بسیار نگران كننده می نماید، سلاح روانی- الكترونیك» است. در سال 1952، دكتر «خوزه دلگادو» استاد دانشگاه «ییل» آمریكا، به این مهم دست یافت كه می توان با قرار دادن افراد در معرض برخی فركانس ها و انواع موج ها، بر رفتار احساسی آنها تأثیر گذارد. دانشمندانی چون «دلگادو» و دكتر «رابرت بكر» بدین ترتیب موفق گردیدند ثابت كنند كه دو موج در كنار یكدیگر قرار داده شده كه فركانس یكی از آنها تغییر یافته باشد، اثراتی به بار می آورند كه براساس آنها می توان عملكردهای مغزی عمیق انسان را از فاصله دور تحت كنترل درآورد، و نتایج آن نیز «بسیار محسوس» خواهد بود.

در واقع، برخی امواج بسیار كوتاه (حدود 7 هرتز) می توانند سبب پیدایش عناصری شیمیایی در مغز گردند كه «طیف وسیعی از پاسخ های احساسی و یا عقلانی» را برمی انگیزند. و این، برنامه پنهان برخی قدرت ها از جمله سركردگان نظامی آمریكاست كه اربابانی «خودخوانده»اند و تلاش دارند تا از طریق نسلی تازه از سلاح های روانی- الكترونیك موسوم به «میلیترویو»، میدان الكترو مغناطیسی قدرتمندی را- كه به كمك سیستم «هارپ» و برحسب نیاز تغییر یافته است- انتقال دهند. هدف، خنثی كردن نیروهای دشمن و یا كنترل كامل بر مردم بدون اطلاع آنهاست.

از دیگر سو، به لطف تلاش های «بلاكمن» و «رزی ادی» می دانیم كه امواج انتقالی تغییراتی در فشار خون پدید آورده، سبب تغییر جریانات یون های كلیسم، پتاسیم و سدیم می گردند. این جریانات با عبور از جداره های سلولی سیگنال هایی میكروالكتریك به وجود می آورند كه در سیستم عصبی پخش گردیده، مغز را از آنچه در اطرافمان می گذرد، مطلع می سازند. بدینسان، مغز پس از آگاهی از اطلاعات به نوبه خود سبب واكنش یك ماهیچه، اتخاذ یك تصمیم و بروز یك احساس و یا حتی یك بیماری می گردد. علاوه بر این، این امواج PH خون را تغییر داده و سیستم ایمنی بدن را تضعیف می كنند.

به این ترتیب، اگرچه پروژه مزبور به داستان های تخیلی بیشتر شباهت دارد، اما جامعه ای «روانی- متمدن» پدید می آورد كه می توان با قرار دادن اعضای آن در معرض امواج الكترومغناطیسی، آنها را به اطاعت از یك «صدا» وادار ساخت. همانطور كه می دانیم، سركردگان نظم نوین جهانی به دو گروه تقسیم شده اند: در وهله نخست، بانكداران جهان و آژانس های سیاسی و مذهبی كه خواستار كنترل مطلق بر اقتصاد جهان از طریق پول جهانی و منابع طبیعی هستند، و سپس نظامیان و سرویس های مخفی كه با دانشمندان تكنولوژی همدست و متحدند.

در اواسط سال های دهه 1970، «زبیگنیو برژینسكی» رئیس شورای امنیت ملی در دوران ریاست جمهوری «جیمی كارتر»، چنین پیش بینی كرد كه تكنولوژی كنترل افكار و مدیریت جامعه بتدریج ظاهر خواهد گردید. این جامعه گروهی از زبدگان را هدایت خواهد كرد كه برای دستیابی به اهداف خود از هیچ كوششی، از جمله بهره گیری از ابزار تكنولوژیك، تأثیر بر مردم و نظارت و كنترل كامل بر جامعه، فروگذار نخواهند بود.

تمامی این حقایق در كتاب «فرشتگان این هارپ را نمی نوازند» آمده است. در سال 1997، «نیك بگیش» یكی از دو نویسنده كتاب در مصاحبه ای كه در سایت «لیدینگ اج نیوز» انتشار یافت، اظهار داشت كه نمایندگان پروژه «هارپ» طرح هایی را تدارك می بینند كه از مردم پنهان نگاهداشته شده، اما به كار نظامیان خواهد آمد. وی بر اساس مقاله ای از «واشنگتن پست» خاطر نشان كرد كه مقصد 40 درصد بودجه تجهیزات نیروی هوایی آمریكا پروژه های مخفی است و افزود: «این پروژه ها آنقدر مخفی هستند كه كنگره آمریكا حتی نمی داند بر كدام پایه استوارند!»

از سال 1964، توجه نظامیان به گونه ای خاص به استفاده از امواج معطوف گردید. در همین زمان بود كه دانشمندانی چون «رزی ادی» و «با وین» كشف كردند كه یك فركانس 450 مگاهرتزی كه به 16 هرتز تغییر یافته باشد، شیمی مغز مرغ ها و گربه ها را مختل می سازد. برای ارتش ها كاملاً بارز بود كه تجربه این امواج بر مجموع پستانداران می تواند سلاحی وحشتناك و بسیار مؤثر باشد.

سلاح های نوترونی به سه دسته تقسیم می شوند: سلاح های مرگبار با پرتوهای الكترومغناطیسی، سلاح های غیرمرگبار با هدف خنثی سازی موقت افراد كه در تظاهرات های خشونت بار قابلیت استفاده دارد، و سلاح های القاكننده ذهنی یا كنترل رفتار.

كارشناسان استراتژی پنتاگون قاطعانه با استفاده از اینگونه روش ها موافقت دارند. این را در نشریه داخلی «انقلاب در امور نظامی» (مؤسسه تحقیقات استراتژیك- كالج جنگ ارتش آمریكا) كه در دسترس عموم قرار ندارد، می خوانیم: «ارزش های ما تغییر می كنند و آفاق تازه ای به روی تكنولوژی گشوده می شود. مدت زمانی پیش، به هنگام جنگ سرد، عملیات و تسلیحات روانی هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار داشت. اما، اكنون كه پا به عصر الكترونیك و بیوالكترونیك می گذاریم، لازم است در مرزهای روانی و اخلاقی كه با ممنوع ساختن هرگونه تكنولوژی كه بتواند روح و روان دشمنانمان را، چه در داخل و چه در سطح بین المللی، به بازی بگیرد برای خود در نظر گرفته ایم، بازنگری كنیم... بلافاصله كه امكان آن فراهم آید، شركت های خصوصی و یا نیمه خصوصی را به بهره برداری از یك تكنولوژی مناسب تشویق خواهیم كرد. به همین ترتیب، می توانیم به كمك انواع تسلیحات جدید مانند سلاح های میكروبی فلج كننده، سلاح های روانی- تكنولوژی پیشرفته و... وارد عمل شویم!»

اما، واقعیت گاه از بهترین فیلم های تخیلی نیز فراتر می رود. روس ها و آمریكایی ها از هنگام برقراری پایگاه های خود در نقاط مختلف كره زمین، مشتركا به استفاده از تكنولوژی «هارپ» پرداخته اند. این دو قدرت بزرگ كه به ظاهر علیه یكدیگر عمل می كنند، پیوسته به مبادله نتایج تحقیقات علمی خود پرداخته اند.

برخی تحلیلگران معتقدند كه «هارپ» هیچ چیز پنهان در خود ندارد، چرا كه اطلاعات پیرامون آن در اینترنت نیز انتشار یافته است. مدافعان «هارپ» همچنین مدعی اند كه «گاكونا»- كه در نزدیكی قطب واقع است- نمی تواند زیانی را كه مخالفانش ادعا می كنند، به كره زمین وارد آورد. آنها حتی می گویند كه ایستگاه «گاكونا» به هیچوجه به یك پایگاه نظامی نمی ماند، چرا كه هیچگونه تأسیسات امنیتی، حصار یا سگ های محافظ و محافظان مسلح در آن دیده نمی شود.

در واقع، هركس می تواند به منطقه آنتن ها نفوذ كند و در وهله نخست همه چیز شفاف به نظر می رسد. اما، اگر هدف از این شفافیت ظاهری پنهان ساختن جنبه حقیقی «هارپ» باشد، چه؟ پایگاه «گاكونا»، محل تولد «هارپ»، امروز به یك ویترین تكنولوژیك تبدیل شده است و شعبات گوناگونی در خاك روسیه و آمریكا دارد. از دیگر سو، سیستم فرستنده «هارپ» به راحتی قابل انتقال به وسیله كامیون ها و یا هواپیمای بزرگ نظامی است.
درواقع، عملیات «درهای باز» گاكونا هیچ چیز را ثابت نمی كند، چراكه استفاده از فیزیك كوانتومی را فاش نمی سازد.
فجایع طبیعی یا حمله نظامی؟
اتحاد شوروی سابق و آمریكا از سال های 1950 تمامی توجه خود را معطوف آتمسفر ساختند. دانشمندان این دو قدرت متوجه شده بودند كه ارسال امواج یونیزه كننده بسیار قوی امكان تغییر آب و هوا را فراهم می آورد. در اواسط دهه 1970، مهندسان شوروی تمامی تلاش خود را برای دستكاری یونوسفر به كار گرفتند و فرستنده قدرتمند خود را به كار انداختند. بدینسان، مردم آلاسكا زمستانی به طور استثنایی گرم را پشت سر گذاردند، برای نخستین بار در میامی و جزایر باهاما كه عملاً در خط استوا قرار دارند، برف بارید، و شوروی نیز از زمستانی ملایم بهره مند گردید.

ایجاد نوعی آب و هوا در یك منطقه و یا یك كشور صرفاً با كاهش احتمال آن در منطقه ای دیگر میسر می گردد. در سال 1973، هندوراس كشور آمریكا را متهم كرد كه با دزدیدن باران و تغییر مسیر توفان «فی فی» با هدف نجات صنعت جهانگردی خود، این كشور را با خشكسالی عظیمی روبرو ساخته است. این توفان خساراتی به بار آورد كه در تاریخ هندوراس بی سابقه بود! السالوادور نیز اتهاماتی مشابه به آمریكا وارد آورد، و ژاپن مدعی شد كه با ایجاد توفان در «گوام»، باران لازم برای ادامه حیاتش را دزدیده اند. در این حال، (زیمبابوه كنونی) و اسرائیل به دزدیدن باران كشورهای همسایه متهم شدند. طبق شایعات، دگرگونی عظیم آب و هوایی سال های 83-1982 ناشی از پدیده «ال نینو» در اقیانوس آرام نیز براثر اقدامات شوروی در یونو سفر پدید آمد. اما، به شكلی شگفت انگیز بازگشت «ال نینو» پس از آن تأثیراتی مشابه برجای نگذارد.

در دسامبر 1975، «هوارد بندیكت» خبرنگار آسوشیتدپرس، در گزارشی پیرامون جنگ آب و هوایی باعنوان «آب و هوا، سلاحی مخفی؟»، درمورد علت تكذیب وجود چنین سلاح هایی از سوی سخنگویان آمریكایی و روس نوشت: «اگر آنها اعتراف كنند كه از سلاح های برتر آب و هوایی برخوردارند، تصور واكنش مردم چندان دشوار نخواهد بود. چراكه، كمترین ناهنجاری آب و هوایی آنها را به این فكر می اندازد كه: جنگ است!»

و البته، نگران نكردن افكار عمومی یك اولویت است و رسانه های تحت كنترل كشورها در این راستا بسیار می كوشند. در فرانسه كه سانسور درمورد پدیده های آب و هوایی كامل است، تنها یك نویسنده- «ژان مارك فیلترمن» كتابی درمورد جنگ آب و هوایی به نگارش درآورد كه «سلاح های تاریكی» نام دارد. «ژان موسی برتبرگ»، خبرنگار هفته نامه «و.اس.د» نیز این شهامت را یافت كه بنویسد: «سرویس های مخفی به دنبال تخیلات خود می روند. توفان های دسامبر1999 پدیده ای طبیعی بود یا حمله تروریستی؟» این روزنامه نگار در تحقیقاتی پیرامون سرویس های ویژه و نظامی مختلف آمریكا در سال 1970 فاش ساخت كه «زبیگنیو برژینسكی» در كتابی پیرامون كنترل وضعیت آب و هوا تحت عنوان «بین دونسل»، پرده از برنامه نظامی جنگ مخفی جدید آمریكا برداشته است. جنگی نامرئی با هدف نابودی بخش های مختلف تولید در كشورهای رقیب: «تكنیك های تغییر آب و هوا می تواند در راستای ایجاد دوران های طولانی خشكسالی و یا بارانی به كار رود.» سلاحی خاموش برای جنگی بی صدا!
كنترل افكار
دانشمندان می گویند، نظامیان هنوز در مراحل تجربی كارهای خود قرار دارند، اما در همین حد نیز نتایج بدست آمده بسیار «نویدبخش» است. نشریه «دیفنس نیوز»، ارگان نظامی رسمی آمریكا (شماره 19، مورخ 13 آوریل 1992) پیرامون جنگ خلیج فارس و عملیات «توفان صحرا» در سال 1991 نوشت: ایالات متحده در میدان نبرد سلاحی الكترومغناطیسی (EMP Weapon) به كار گرفت كه هدفی دوگانه داشت: قطع هرگونه ارتباط رادیویی دشمن، و تأثیری وحشتناك در زمینه جنگ روانی! بدین ترتیب، بهتر می توان درك كرد به چه دلیل ده ها سرباز عراقی بدون جنگیدن خود را تسلیم كردند.

دیگر شكل بكارگیری تكنولوژی چند منظوره «هارپ»، انتقال مقادیر بسیاری انرژی بدون استفاده از كابل است، كه به عنوان مثال برای تغذیه باتری های الكتریك یك زیردریایی كاربرد دارد. اما، زمینه اجرایی دیگری نیز وجود دارد كه بسیار وحشتناك است. كافی است آزمایشات مخفی و وحشتناك انجام گرفته برروی سربازان بیچاره را به خاطر آوریم كه طی آنها مقادیر زیادی موادمخدر به منظور تغییر رفتار این سربازان به آنها تزریق گردید. و یا، همانطور كه در بالا بدان اشاره شد، تأثیرگذاری بر فعالیت های مغزی به كمك امواج الكترومغناطیسی. دكتر «نیك بگیچ» بی تردید تأكید می كند كه یكی از اهداف پروژه «هارپ» كاربردی كردن چنین سلاحی است. «خوزه دلگادو» و یا دكتر «رابرت بكر» موفق شده بودند نشان دهند كه امواجی از نوع امواج بسیار كوتاه(ELF) به همراه یك جریان آلترناتیو فركانس هایی را پدید می آورد كه می توان از آنها با نتایجی كاملاً ملموس استفاده كرد. بنابراین، قابل درك است كه تكنولوژی هایی از این دست برای كارشناسان استراتژی پنتاگون بسیار جذاب بنمایند.

منابع: سایت های هارپ آلاسكا، مولتی مانیا، ارت پالس، كنسپیراسیون، موندیالیزاسیون، آلترانفو، سیتی نت،ژئو لیبرتر،بیلبیت نامبرز.

ترجمه و تنظیم: مژگان نژند
منبع: كیهان


ادامه مطلب
ساعت ارسال ساعت 06 و 02 دقیقه و 41 ثانیه نویسنده: خشایار خادمی نظر: ()
سه شنبه 26 مهر 1390
دسته بندی : طنز ,

در این مطلب از مرموز عکس‌های بسیار جالب و بسیار خنده دار برای شما عزیزان جمع آوری شده که امیدواریم یک لبخند کوچیک در چهره شما ایجاد کنه ! با توجه به بازدید و استقبال زیادی که از سری قبل عکس‌های خنده دار شد ، سری جدید نیز با چند عکس بسیار جالب و خنده دار آماده شده است ؛ دیگه شرح زیاد نمیخواد فقط ببینید …

عکس‌های بسیار خنده دار و جالب (سری جدید)

عکس‌های بسیار خنده دار و جالب (سری جدید)

عکس‌های بسیار خنده دار و جالب (سری جدید)

عکس‌های بسیار خنده دار و جالب (سری جدید)

عکس‌های بسیار خنده دار و جالب (سری جدید)



ادامه مطلب
ساعت ارسال ساعت 13 و 31 دقیقه و 13 ثانیه نویسنده: خشایار خادمی نظر: ()
شنبه 23 مهر 1390
دسته بندی : طنز ,

طبق معمول ، با توجه به اینکه از مطالب طنز و خنده دار همواره استقبال زیادی میشه ، بر آن شدیم تا دوباره عکس‌های سوتی و سوژه‌های خنده دار رو جمع آوری کنیم ! البته این عکس‌ها از سایت‌های مختلف اینترنت جمع آوری شده ولی به زودی با عکس‌هایی که خودمون تهیه کردیم به خدمتتون خواهیم آمد !

عکس‌های خنده دار از سوتی‌های خنده دار !

عکس‌های خنده دار از سوتی‌های خنده دار !

عکس‌های خنده دار از سوتی‌های خنده دار !

عکس‌های خنده دار از سوتی‌های خنده دار !

عکس‌های خنده دار از سوتی‌های خنده دار !

عکس‌های خنده دار از سوتی‌های خنده دار !



ادامه مطلب
ساعت ارسال ساعت 15 و 03 دقیقه و 02 ثانیه نویسنده: خشایار خادمی نظر: ()

نویسندگان

آمار بازدید کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
آمار مطالب تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

تبلیغات